در بازار داغ ساختوساز، زمان طلاست و برای بسیاری از مهندسان، تعداد پروژه بیشتر مساوی است با درآمد بالاتر. اما آیا یک نفر میتواند همزمان در چند جبهه بجنگد؟ مدیریت یک کارگاه ساختمانی به خودی خود پر از چالش است؛ حال تصور کنید یک مهندس مجری بخواهد همزمان ۵ ساختمان را در نقاط مختلف شهر مدیریت کند. قانونگذار برای جلوگیری از “پروژه فروشی” و افت کیفیت، محدودیتهایی را وضع کرده است، اما راهکارهای قانونی و توان مدیریتی نیز نقش مهمی بازی میکنند.
بله، اما مشروط. مهندسان مجری (حقیقی یا حقوقی) بر اساس پایه پروانه اشتغال خود (پایه ۳، ۲، ۱ یا ارشد) دارای “ظرفیت اشتغال” مشخصی هستند که شامل تعداد کار و حداکثر زیربنای مجاز است. مادامی که سقف ظرفیت مجاز آنها در سازمان نظام مهندسی پر نشده باشد، میتوانند چند پروژه را همزمان تقبل کنند. البته در پروژههای بسیار بزرگ یا با پیچیدگی خاص، حضور تماموقت مجری الزامی است که عملاً امکان اخذ پروژه دیگر را سلب میکند.
چالشهای لجستیکی
گرفتن پروژه آسان است، اما اداره کردن آن داستان دیگری است. وقتی یک مهندس چندین پروژه دارد، فرآیند تامین مصالح پروژه تبدیل به یک کابوس لجستیکی میشود.
او باید مدام برای هر کارگاه استعلام قیمت جداگانه بگیرد.
شاید او بخواهد با خرید عمده میلگرد و سیمان برای همه پروژهها، هزینهها را کاهش دهد، اما هماهنگی حمل و انبارداری پیچیده است.
بررسی مداوم لیست قیمت تامینکنندگان مختلف و تلاش برای کاهش هزینه ساخت هر متر مربع در چند پروژه موازی، تمرکز بالایی میطلبد.
اگر مهندس نتواند به موقع تجهیز کارگاه را در پروژه جدید انجام دهد، چون درگیر پروژه قبلی است، عملاً تعهداتش را نقض کرده است.
مدیریت همزمان نیاز به سیستمسازی دارد، نه فقط حضور فیزیکی.
قانون ظرفیت و خطاهای رایج
سازمان نظام مهندسی برای هر پایه، سقف مشخصی تعیین کرده است. اما متاسفانه برخی مهندسان این “سلاحیت” قانونی را نادیده میگیرد
آنها بدون توجه به توان فنی خود، پروژههای متعدد را قبول کرده و عملاً کار را به شاگردان یا پیمانکاران دست دوم میسپارند.
این کار باعث میشود که کیفیت ساخت در پروژهها افت کند.
پروژههایی که بدون نظارت مستقیم مجری پیش میرود، معمولاً دچار حوادث ایمنی میشود.
گاهی اوقات “تممع” باعث میشود مهندس بیش از حد توانش بار بردارد. سیستم ارجاع کار و کنترل ظرفیت دقیقاً برای جلوگیری از همین موضوع طراحی شده است تا یک نفر نتواند کل بازار را ببلعد و کیفیت را فدا کند.
داداش! یه ده آباد بهتر از صد تا شهر خرابه
ببین مهندس جان، قربون شکل ماهت، مگه چند تا دست و پا داری؟ مگه روزی چند ساعت میتونی بیداری بکشی؟ اینکه بری پروانه رو بذاری وسط، چهار تا کار بگیری، پولشو بزنی به جیب و سالی یه بارم سر نزنی به ساختمون، اسمش زرنگی نیست. فردا اگه یه کارگر از داربست افتاد، یا سقف شکم داد، تو باید جواب بدی. اون موقع نمیتونی بگی “ببخشید، سر پروژه شماره ۵ بودم نرسیدم بیام”. مالک پول داده که تو بالا سر کار باشی، نه اینکه اسمت تو تابلو باشه و خودت سواحل آنتالیا. اگه نمیرسی، نگیر. بذار چهار تا جوون دیگه هم نون بخورن. حرص نزن داداش من، اعتبار مثه شیشه میمونه، بشکنه دیگه چسب نمیخوره.
نقل قول تخصصی:
“مدیریت سبد پروژه (Project Portfolio Management) در صنعت احداث، نیازمند تعادل بین منابع محدود (زمان و نیروی انسانی متخصص) و تقاضای نامحدود پروژه است. طبق استانداردهای PMBOK، وقتی یک مدیر پروژه (یا مجری) مسئولیت چند سایت را بر عهده میگیرد، باید از ساختار ماتریسی برای تفویض اختیار استفاده کند، در غیر این صورت گلوگاههای تصمیمگیری (Decision-making bottlenecks) باعث توقف تمام پروژهها خواهند شد.”
منبع علمی
مبحث اصلی تعیینکننده تعداد کار مجاز، “شیوهنامه تعیین حدود صلاحیت و ظرفیت اشتغال اشخاص حقیقی و حقوقی” مصوب وزارت راه و شهرسازی است که بر اساس ماده ۴ قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان تدوین شده است. این شیوهنامه دقیقاً مشخص میکند که یک مهندس با پایه ۲ نظارت یا اجرا، چند هزار مترمربع و چند تعداد کار میتواند به صورت همزمان داشته باشد.